لطفا نظرهای کلی خود را در انتهای این پست درج کنید …

blog0 زبان انگلیسی , ,

 

سلام. این طنز را تازه سروده ام حیفم اومد برای سایت خودمون نفرستمش
شاید دلتون خواست منتشرش کنید.

پژوهش
­بازی و دانش­ فروشی

 

مدیری
از مدیران خداداد

به
استادان فاضل پند می ­داد

 

که:
«ای دانشوران نکته ­آموز

حقیقت
­باورانِ عالم ­افروز

 

بدانید
این که دنیا در شتاب است

حضور
ما در آن بی ­اجتناب است

 

نگاه
ما در این میدان کلان است

فراتر
از زمین است و زمان است

 

نگاه
ما به آفاق جهانی ­ست

تنک­
مایه­ شدن در شان ما نیست

 

به
تعداد مقالاتی که داریم

ره
فرزانگی را می ­سپاریم

 

مهم
امروز «تعداد» است و «آمار»

ندارد
هیچ کس با کیفیت کار

 

بهای
هرکسی از ما عیان است:

به
قدر وزن «آی ­اس ­آی»مان است

 

زمین
با مهر «آی ­اس ­آی» برجاست

سپهر
از لطف «آی ­آس ­آی» برپاست

 

قیامت
هم که تاریک ­است قطعاَ

شود
با نور «آی ­آس ­آی» روشن

 

جهان
بی ­نور «آی ­آس ­آی» کور است

وجود
او وجودی بی ­شعور است

 

اگر
معیارتان معیار علمی ­ست

وزانت
در مجلات وطن نیست

 

مجلات
وطن کمتر وزینند

همیشه
در ردیف آخرینند

 

از
این رویند در چشم افاضل

شبیه
جنسِ تولیداتِ داخل

 

در
این­جا هم رقابت اصل کار است

برای
آن که این­ یک کارزار است

 

بسیط
علم میدان نبرد است

ز
میدان برنگردد هر که مرد است

 

رقابت
در حقیقت عینِ جنگ است

قلم
در دست ما مثلِ تفنگ است

 

رقیبان
را نباید داد فرصت

خطر
را کشت باید با سیاست

 

چه
باکی باشد آن شیرِ ژیان را

که
زیر پا گذارد دیگران را»!

 

چنان
با آب و تاب از جنگ می ­گفت

که
طنزم باز اعصابش برآشفت

 

قلم
بی ­اختیار من روان شد

و
با این مثنوی رطب ­اللسان شد:

***

«نمی
­دانم چه شد کم ­کم چنین شد

چرا
«صورت» چنین مسندنشین شد

 

چنان
جذاب شد صورت که معنا

فنا
شد در همین صورتگری ­ها

 

اگر
دانش چراغی پرفروغ است

 بدون نور اندیشه دروغ است

 

گرانقدر
است مرواریدِ دانش

ولی
هرگز نباشد قدر بینش

 

چرا
اندیشه کم­ کم شد فراموش

چراغ
بینش ما گشت خاموش؟

***

پریشب
بهرِ کاری پرس ­پرسان

شتابان
می ­گذشتم از خیابان

 

به
روی تابلوی دیدم نمایان

نوشته:
«مرکز دانش ­پژوهان»

 

ز
روی کنجکاوی ­های شامل

مسیرم
کج شد و رفتم به داخل

 

گروهی
دیدم آن­جا شاد و شنگول

سر
هر یک به کاری هست مشغول:

 

یکی
در حال مونتاژ مقاله ­ست

یکی
سرگرم تنظیم رساله ­ست

 

یکی
در حال دانشنامه ­بازی ­ست

یکی
مشغول پایان ­نامه ­سازی ­ست

 

یکی
استاد در جعل مدارک

یکی
سرگرم کارِ سفته و چک

 

مدیر
مرکز آمد پیش من زود

و
در یک لحظه صدها نکته فرمود

 

که:
ما همواره در فکر شماییم

گره
هر جا که باشد می­ گشاییم

 

خبر
دارید اوضاع وطن را؟

تبِ
واگیر دانشجوشدن را؟

 

خبر
دارید این خودباوری را؟

بساطِ
سبزِ دانش­ گستری را؟

 

دهات
ما همه با فکر محکم

مزین
شد به دانشگاه کم­کم

 

به
تدبیرات مسوولان دلسوز

وطن
پر شد ز دانشگاه هر روز

 

هزاران
چشم دانشجو به این­جاست

دوای
دردشان در مرکزِ ماست

 

برای
این ­همه جویای دانش

جوابی
نیست جز دستِ نوازش

 

تقاضای
نوشتاری زیاد است

از
این سو نیز همکاری زیاد است

 

دو
سه روزه مقاله می ­نویسیم

دو
سه ماهه رساله می ­نویسیم

 

دمادم
از سرِ لطف و ترحم

گره
وامی­کنیم از کار مردم

 

یکی
خواهان تکلیف کلاسی ­ست

یکی
دنبال متنی اختصاصی ­ست

 

یکی
گیر است کار ارتقایش

عقب
افتاده آن یک پایه ­هایش

 

در
این جا صد رقم تالیف داریم

برای
هر کسی تخفیف داریم

 

یکی
از این مدیران توانا

مقاله
می­خرد هر ماه از ما

 

مدیری
لایق و زبر و زرنگ است

ولیکن
وقت او بسیار تنگ است

 

اگر
تحصیل او غیرِحضوری ­ست

ولی
مدرک برای او ضروری ­ست

 

شب
و روزش چو در خدمت شود طی

ز
سوی ما حمایت می ­شود هی

 

اگر
خواهد خیالش تخت باشد

ضمانت
می­ کنیم از صفر تا صد

 

مهم
امروز «تعداد» است و «آمار»

کسی
را نیست با کیفیتش کار

 

مجله
­های داخل سخت­ گیرند

مقاله
را به سختی می­ پذیرند

 

ولی
با خارجی ­ها نیست مشکل

به
آسانی شود طیِ مراحل

 

همین
امروز با این که خماریم

چهار
اکسپتِ «آی ­اس ­آی» داریم

 

زمین
با مهر «آی­ اس ­آی» برجاست

سپهر
از لطف «آی ­آس­ آی» برپاست

 

خلاصه
مرکز ما بی­ بدیل است

تمام
انتشاراتش اصیل است

 

تمام
کار ما بی­ پرده­ پوشی ­ست

چرا؟
چون مرکز دانش ­فروشی ­ست»

 

دهانم
باز بود از هاج و از واج

سرم
موّاج از آن مردِ ورّاج

 

بدون
حرف بیرون رفتم از در

شدم
غرق خیالات مکدر:

 

از
اظهاراتِ آن مرد مشعبَد

مرا
یاد آمد آن مسوول ارشد

 

چقدر
احساس آن­ها مثل هم بود!

تفاوت­ها
چرا آن قدر کم بود؟!

 

چه
پیش آمد که ما این­جا رسیدیم؟

چرا
هر سال خود را سر بریدیم؟!

 

چنان
گشتیم در صورت گرفتار

که
شد آیینه ­ی اخلاقمان تار

 

غبارآلوده
شد آن­گونه میدان

که
گم شد گوهرِ اخلاق در آن

 

مگر
از ریشه ­ی حق نیست تحقیق

چرا
در حق ­گزینی نیست توفیق

 

مدیران
هی عوض گشتند هر سال

ولی
فرقی نشد حاصل از این حال

 

گرایش­ها
اگر هم راست باشند

از
این منظر همه از یک قماشند

 

چه
فرقی می­ کند حرفی که بی­ جاست

میانه
­رو بگوید یا چپ و راست

 

قضاوت
می ­شود با این مشاعر

پژوهش
مثل آموزش به ظاهر

 

مقدس
شد چنان «آمار» و «اعداد»

که
اصل معنویت رفت بر باد

 

اگر
این­ گونه ماند وضعِ کشور

پژوهش
را نباشد حالِ بهتر

 

به
جای حکمت و عبرت ­گرفتن

شده
کار همه سبقت گرفتن

 

ربودن
لقمه را از این و از آن

تناول
کردن از اموالِ آنان

***

کلامی
را اگر شاگرد از استاد

به
نام خود به خوردِ دیگران داد

 

کریمان
جرم او سنگین نگیرند

به
­نوعی پوزشش را درپذیرند

 

زبانم
لال اگر برعکس این شد

«امین
­المله» «ام ­السارقین» شد

 

زمان
مجلس ختم است دیگر

برای
دانش و اخلاقِ کشور

 

بدزدد
گر فقیر ناگزیری

کمی
از مال ثروتمندِ سیری

 

ندارد
آن فضاحت که پلنگی

رباید
طعمه از خرگوش لنگی

            کاووس حسن ­لی / آذر ۹۵

 

شاید دوست داشته باشید:

دانلود SmartEdit v3.421

 کلمات کلیدی: analyze, investigate word structure, find cliche, word structure, punctation, redundancy, content analysis, ویرایش, ویرایشگر, ویرایش متن, ویرایشگر متن, […]

ویرایش مقاله انگلیسی در اولین سایت ترجمه تخصصی ایران …

 توضیحات آیتم ویرایش مقاله انگلیسی در اولین سایت ترجمه تخصصی ایران ویرایش مقاله انگلیسی نقش مهمی در بالا بردن کیفیت […]

ویرایش مقاله | ویرایش نیتیو | سفارش ویرایش متن مقالات …

 پارافریز چیست؟ در چه مواردی پارافریز مقاله ضرورت دارد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

[breadcrumb]
[breadcrumb]